فرهنگ و هنر - کتاب - اکتبر 12, 2019

دست‌های آلوده

نمایشنامه پر است از دیالوگ‎های عمیق و تکان‎دهنده . “هوگو: کشتن، مردن، هر دو یک چیزند: انسان در یک حد تنهاست.” دست‎های آلوده.

داستان در باره‌ی مردی است که به تصمیم حزب باید یکی از رهبران را که خط مشی‎اش مبتنی با اتحاد با بورژوازی است بکشد.

گیرودار این ماموریت دلبسته همسر هودرر که باید کشته شود می‎شود.ماموریت انجام می‎شود و هوگوو به زندان می‎افتد. در این زمان خط مشی حزب تغییر می‎کند و حالا هودرر قهرمان ملی است. هوگو آزاد می شود اما دیگر همه چیز تغییر کرده است.

هوگو در جایی می‎گوید: نمیدانم هودرر را برای چه کشته ام ولی میدانم برای چه می‎بایست او را بکشم.

سارتر به شخصیت‎هایش اجازه می‎دهد راحت حرف بزنند و زندگی کنند. شاید به خاطر این است که هنوز نمایشنامه دست‌های آلوده فارغ از تمام زیر متن‎های آن همچنان بسیار پویا و زیباست.