آرتور شوپنهاور

آرتور شوپنهاور در ۲۲ فوریه ۱۷۸۸ در شهر دانتزیك به دنیا آمد. پدر و مادر او ثروتمند و از جمله خانواده‌های با قدرت و پرنفوذ زمان خود بودند.

به دلیل سبك زندگی و اعتقادات خاص پدرش درباره‌ی تعلیم و تربیت، شوپنهاور را در ۹ سالگی به دوستی در فرانسه سپردند تا زبان فرانسه را آموزش ببیند. سپس در سال ۱۸۰۳ والدینش او را به انگلستان بردند و او را سه ماه در مدرسه‌ای شبانه روزی ثبت نام كردند تا زبان انگلیسی را نیز فرا بگیرد.

شوپنهاور تز دكترای خود را با عنوان در باب ریشه چهارگان اصل دلیل كافی، به دانشگاه ینا تسلیم كرد و برای تدریس وارد دانشگاه شد.

آرتور شوپنهاور را همواره در تاریخ فلسفه به عنوان فیلسوف منفی معرفی می‌كنند. ولی كتاب در باب حکمت زندگی فلسفه بسیار مهمی را برای داشتن زندگی سعادتمند ارائه می‌كند.

آرتور شوپنهاور هیچ زمان ازدواج نکرد، اما برخلاف گفته‌های‌اش در ارتباط با ریاضت و زهد، از لحاظ جنسی انسان فعالی بود و رابطه‌هایی با زنان داشت، هر چند که در کتاب‌های‌اش هیچ ابایی نداشت که زن را موجودی «شانه‌باریک و باسن‌پهن» معرفی کند و او را موجودی پست بداند.

در خانه‌ی شوپنهاور چیز مجلل و لوکسی پیدا نمی‌شد، جز دو مجسمه از کانت و بودا. ولی او به شدت به لباس و سر و وضع خود اهمیت می‌داد.

شوپنهاور ناسیونالیست نبود و علاقه‌ای به آلمان نداشت. او خود را جهان‌وطن می‌نامید و البته در عین آن که به شدت به آزادی فردی باور داشت ولی علاقه‌ای به دموکراسی هم نداشت.